يا مهدي


ساعت 10:45 صبح يکشنبه 10/2/1385

آقاجان آن دم که تو را ميخواهمت ، ذره ذره وجودم ملتمسانه تو را مي طلبد


آن هنگام که بوي عطر ياس مي پيچد در غروب جمعه هايم مي خواهمت و آن هنگام که از تمام دنيا دلم مي گيرد دوست دارم فرياد کنم و نداي اين المهدي را به گوش تمام عالم برسانم


مهدي جان فقط به اميد ديدن توست که اين رنج بار زندگي را ميتوان تحمل کرد و فقط به اميد در رکاب تو بودن است که ايلياي من پا به اين عرصه خاکي گذاشته است . ميخواهم و ميدانم که او ميتواند يار تو باشد. آقا جان اگر به غلامي قبولش نمايي، اگر .... يعني ميشود ؟


کاش لباس رزم را ميشد آسان خريد . کاش چلچله ها که غروب به خانه شان باز مي گردند سلام ما را به تو برسانند و بگويند که ما در تدارک آمدنت خيابانها را آب و جارو کرده ايم و گلباران قدومت را به انتظار نشسته ايم.


آقا جان کاش مدينه باشم وقتي مي آيي، کاش مدينه باشم وقتي تربت ياس کبود را به همه نشان ميدهي. کاش باشم آن دم که بايد باشم آخر مگر براي تشييع جنازه مادرت نوکر نميخواهي ؟ کاش باشم آن دم که بايد باشم، کاش ..... کاش


چه خوش است در هوايت به دمي نفس کشيدن


چه خوش است بينهايت شدن و ز دل پريدن


گل باغ آسماني، دل من هواي تو کرد


دم آخرم بيا تو چو دلم نواي تو کرد


 


¤ نويسنده: مهدي کيشاني

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 9:58 صبح شنبه 9/2/1385

قلندران مست بي پروا سراغ آن مي ناب مي گيرند


ستارگان بي فروغ همدردي خبر ز کوچ آفتاب مي گيرند


شبانگهان که شهر عشق را مي جويند


نواي يا مهدي از دل خراب مي گيرند 


¤ نويسنده: مهدي کيشاني

نوشته هاي ديگران ( )

3 ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

خانه
وررود به مديريت
پست الکترونيک
مشخصات من
 RSS 
 Atom 

:: بازديد امروز ::
3
:: بازديد ديروز ::
7
:: کل بازديدها ::
5450

:: درباره من ::

يا مهدي


:: لينک به وبلاگ ::

يا مهدي

:: لينک دوستان من::

عباسيه ها
گل نرگس .... مهدي فاطمه
امام مهدي (عج)
به ياد شهدا
بقيه الله

::وضعيت من در ياهو ::

يــــاهـو

:: خبرنامه وبلاگ ::

نام:

ايميل: